سالهای آغازین جنگ ٨ ساله ایران و عراق، مصادف بود با تحول در ساختارهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشور که نمود بارز تحولات اقتصادی در ملی کردن بانک ها، کارخانجات، فرار و یا خروج بخش بزرگی از صاحبان سرمایه و کسب و کار که منجر به خلاء مدیریتی و منابع مالی در کشور گردیده بود. […]

سالهای آغازین جنگ ٨ ساله ایران و عراق، مصادف بود با تحول در ساختارهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشور که نمود بارز تحولات اقتصادی در ملی کردن بانک ها، کارخانجات، فرار و یا خروج بخش بزرگی از صاحبان سرمایه و کسب و کار که منجر به خلاء مدیریتی و منابع مالی در کشور گردیده بود. همزمان تحقق شعارهای انقلاب ضرورت توجه و سرمایه گذاری در سطح کشور بویژه در بخش های محرومین و روستائیان هزینه شگرفی را به دولت تحمیل می نمود. شروع جنگ تحصیلی که منجر به تخصیص بخش اعظم منابع و بودجه عمومی به امور جنگ، بازسازی و … گردید در کنار کاهش جدی در منابع درآمدی دولت، و شروع تحریم های اقتصادی دولت آمریکا (پس از تسخير سفارت این کشور در تهران) شرایط را سختر می نمود. به نحوی که مجموع درآمدهای دولت حاصل از فروش نفت طی سالهای ١٣٥٩ لغایت ١٣٦٧، حدود ١٢٢ میلیارد دلار (متوسط سالانه ١٣/٦ میلیارد دلار) گردید. درآمد سرانه کشور در سال ١٣٦٠ معادل ٤٢٠٠دلار و در سال ١٣٦٧ با ٢٠درصد کاهش معادل ٣٥٠٠ دلار بود. و در همین سالها درآمد سرانه عراق ١٨٤٦٠ دلار در سال شروع جنگ به ٨٨٠٢ دلار در سال پایانی رسید (معادل ١١٠درصد کاهش) متوسط منابع ارزی سالانه ایران در این سالها حدود ١٣/٦ میلیارد دلار (با ٣٥ میلیون نفر جمعیت) و متوسط سالانه منابع ارزی دولت عراق حدود ٢٥/٦ میلیارد دلار با جمعیتی حدود ١٦ میلیون نفر بود.

♦️نرخ تورم سالانه در سال ١٣٥٩ معادل ٢٣/٥ درصد بود که در سال پایانی جنگ به ١٧/٤ درصد رسید (متوسط نرخ تورم سالانه طی ٨ سال جنگ ١٩ درصد). در سال ١٣٦٨ رقم تشکیل سرمایه ثابت ناخالص (به قیمت ثابت) حدود ٤٠٠ هزار میلیارد ریال بوده است. ضریب جیبی در سال آغازین جنگ حدود ٠/٤٠ و در سال ١٣٦٨ معادل ٠/٤٠٩٢بود (یعنی عدم تغییر جدی در فاصله طبقاتی).

♦️از عوامل کارآمدی مدیریت اقتصادی در شرایط سخت پس از انقلاب که با جنگ فرآگیر علیه کشور مقارن گردید، به ایجاد و شکل گیری نهاد های اجتماعی و اداری چابک و مردمی من الجمله جهاد سازندگی، بنیاد مسکن، سازمان های تعزیرات حکومتی و … مدیریت یکپارچه متغییر های مؤثر در حوزه اقتصاد مثل نرخ سود بانکی، نرخ های مالیاتی، نرخ ارز، تخصیص هوشمند منابع در طرح های عمرانی، تسهیلات بانکی، منابع ارزی و واردات، همدلی و روحیه غیر سوداگرانه مردم و مسئولین، پاکدستی و مردمی بودن مدیریت های کلان کشور و …. می توان اشاره کرد.

♦️هرچند مدیریت ٨ ساله اقتصاد جنگ که توانست کشور را از دوره ای به شدت بحرانی عبور دهد قابلیت تحلیل و الگوبرداری در بسیاری از ابعاد آن را دارد لیکن توسل به برخی ابزارهای کارآمد آن دوره بدون لحاظ نمودن دگرگونی های عمده عرصههای اجتماعی و سیاسی، جهانی و اقتصادی طی ٣٠ سال اخیر می تواند نتایج متفاوتی را به بار بیاورد.
حرکت به سمت اقتصاد کوپنی (با روش نوین کارت های خرید و …)، مراجعه مجدد به نهاد های خاص شرایط بحرانی مثل تعزیرات حکومتی و … بدون در نظر گرفتن فرهنگ عمومی حاکم بر شرایط فعلی کشور، بی تردید مسیری بی راهه خواهد بود. امروز پاکدستی مدیران و مسؤلین، فرهنگ ایثار و فداکاری مردم، روحیه کسب و کار شرعی و اخلاقی فعالان اقتصادی و کسبه، با دوران جنگ فاصله نجومی یافته و انتظارات و آرزوهای بلند مردم، شرایط پیشرفت های اقتصادی جهانی بویژه در کشورهای همجوار، توسعه شکاف طبقاتی، گسترش تعاملات و ارتباطات داخلی و خارجی، و از همه مهمتر عدم وجود دشمن مشترک عینی (نظیر رژیم متجاوز عراق) مدل متفاوتی از مدیریت اقتصادی را طلب می نماید

نویسنده : admin_rahimlo | دسته : یادداشت و مقالات | نظرات کاربران (0)
تگ ها: , , , ,